تاثیر رابطه بین رضایت از مصرف محصول با وفاداری مشتری -دانلود پايان نامه مديريت

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

  بررسی آثار تبلیغات بر افزایش فروش شرکت های فعال در صنایع مواد غذای

قسمتی از متن پایان نامه :

رابطه­ی تبلیغات و ارزش برند محصول

یکی از موثرترین تئوری­ها در پژوهش­های بازاریابی، ” نگرش نسبت به تبلیغات[1] است (برانر و کومار[2]، 2000). نگرش نسبت به تبلیغات، زمینه برای پاسخ به یک محرک تبلیغاتی خاص به صورت مطلوب یا نامطلوب طی یک موقعیت نمایشی خاص است.

نگرش­هایی که نسبت به تبلیغات شکل می­گیرند، بر روی نگرش مشتریان نسبت به نام تجاری و هم­چنین هدف خرید مشتریان تأثیرگذار است (لرد[3]، 1995). اگر هدف نهایی تبلیغات ایجاد نگرش مثبت نسبت به تبلیغات و نام تجاری باشد، افزایش احتمال خرید یا یک پاسخ احساسی مثبت به یک تبلیغ می­تواند به عنوان بهترین شاخص ارزیابی اثربخشی تبلیغات باشد (براون و استیمن،[4] 1992). پژوهش­های بسیاری نشان می­دهند که یک پاسخ احساسی مثبت به یک تبلیغ رابطه­ی مثبت و مستقیمی با شناخت نام تجاری و نگرش مثبت نسبت به نام تجاری و اهداف خرید مشتریان دارد (استون[5]،2000). به نظر می­رسد هنگامی که مشتریان یک تبلیغ مشخص را می­پسندند احتمالاً آن نام تجاری تبلیغ شده را هم دوست خواهند داشت و مشتری برای خرید آن نام تجاری آماده­تر خواهد شد.

این مهم نیست که چه قدر زمان، تلاش و یا پول برای یک تبلیغ هزینه می­شود، بلکه مهم این است که بازاریابان ایمان دارند که تبلیغات با تأثیر بر نگرش مصرف­کنندگان یک عنصر کلیدی برای فروش محصولات و خدمات است. تئوری “عکس­العمل معقول”[6] نشان می­دهد که نگرش مصرف­کنندگان با رفتار آنان ارتباط قوی دارد، به این مفهوم که اثرگذاری تبلیغات روی نگرش مصرف­کنندگان پیام­های بسیاری را برای رفتار مصرف­کننده دارد (کمپیل و رایت[7]، 2008).

زنجیره­ی ارزش شرکت شامل شش مرحله­ی تحقیق و توسعه، طراحی محصول، تولید، بازاریابی، توزیع و خدمات پس از فروش محصولات است. کل هزینه­های تولید محصول با در نظر گرفتن چرخه­ی عمر محصولات شامل سه دسته هزینه­ی قبل از ساخت شامل هزینه­های تحقیق و توسعه و طراحی، هزینه­های ساخت شامل هزینه­ی تولید و هزینه­های پس از ساخت شامل هزینه­های فروش، بازاریابی، تبلیغات و خدمات پس از فروش است. هـر فـرآيندي كه در زنجيره­ی ارزش شركت نباشد، جزء فعاليت­هاي بدون ارزش افزوده در آن شركت قلمداد مي­شود؛ زیرا ارزشي براي مشتريان و محصول فراهم نمي­کند. بنابـراین، یکـی از مراحـل و فعالیت­هایی که باعث افزایش ارزش محصـول و شرکت می­شود ، فعالیت­های بازاریابی از جمله تبلیغات است (گرگی زاده، 1389).

هدف از تبلیغات، معرفی محصولات به مشتریان است و مشتریان بر اساس تبلیغات انجام شده، با کیفیت، قیمت و خدمات شرکت­ها آشنا می­شوند. بنابراین، سودمندی تبلیغات به خاطر اطلاعاتی است که در اختیار مشتریان قرار داده می­شود. به طور کلی، تبلیغات تأثیر مستقیم بر فروش دارد و افزایش میزان فروش نیز بر سود شرکت مؤثر است (رابینسون، 1996).

همچنین، تبلیغات در سطح جامعه میل به خرید در مشتریان را افزایش می­دهد. مشتریان با خرید یک محصول، در صورت داشتن کیفیت لازم، همان محصول را در خریدهای بعدی انتخاب می­کنند.

اغلب، سود نه تنها از طریق تغییر عوامل مؤثر در ایجاد بازده افزایش می­یابد، بلکه می­توان سود را از طریق تغییر تبلیغات و مکان عوامل فروش نیز افزایش داد. به عنوان مثال، یکی از این عوامل معرفی فروشندگان است. از جمله نقش­های بازاریابی، آگاه کردن مصرف­کنندگان از وجود فروشندگان است. برای انجام این کار دو استدلال وجود دارد. اول، این که مشخصات خریداران و فروشندگان طی زمان تغییر می­کند و این در حالی است که یکی از علاقه­های خاص هر یک از فـروشندگان، تغییر دادن سلیقه­ی مصرف­کنندگان است. خریداران جدیدی که به طور مداوم وارد بازار می­شوند، شامل خریدارانی هستند که از سایر بازارهای فروش بـه یک بازار خاص مراجعه می­کنند. هـر یک از دو گـروه مصرف کنندگان، نیازمند اطلاعاتی در خصوص مشخصات فروشندگان هستند که این مهم از طریق تبلیغات تحقق می­یابد. دوم، گاه خریداران بعضی از چیزهایی را که قبلاً یاد گرفته­اند، فراموش می­کنند و به همین دلیل لازم است که فروشندگان دانش و آگاهی این دسته از خریداران را تازه کنند که از طریق تبلیغات انجام می­گیرد (گرگی زاده، 1389).

ترتيب قرار گرفتن نام­هاى تجارى، همان ترتيبى است كه در ذهـن تـوليد مى­شـود و اين ترتيب مى­تواند در تصميم نهايى تأثير بگذارد. حال براى آن­كه احتمال خريد محصول بيشتر شود و گزينه­ی نام تجارى خاصي از رتبه­ی بهترى در هنگام توليد گزينه­ها برخوردار شود، لازم است كه با استفاده از تبليغ ميزان برترى يافتن آن نام تجارى را افزايش داد. يعنى با به كار بردن تبليغ بتوان احتمال اين كه نام تجارى زودتر از ساير گزينه­ها به ذهن مصرف­كننده خطور كند، را افزايش داد. درجه­بندي نام­های تجاری در واقع تحت تأثير عوامل مختلفي است كه از مهم­ترين آنها مي­توان به عوامل ترفيعي و به ویژه تبلیغات اشاره كرد. در فرآيند اثرگذاري بر ذهن مصرف­كننده، تبليغات از برآيند تأثير بر مؤلفه­هاي ترتیب برانگیخته شدن و درجه­بندی نام­های تجاری و اثر تعاملي كه بين اين دو مؤلفه ايجاد مي­شود، احتمال انتخاب يك نام تجاري يا گزينه­هايي را كه به ذهن وي خطور كرده، افزايش مي­دهد (قربانلو، 1380).

[1]– Approach to Advertising

[2]– Braner and Komar

[3]– Lord

[4]– Brown and Steaman

[5]– Eston

[6]– Rational Reaction

[7]– Campil and Right

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقیق

هدف کلی پژوهش این است که نقش هزینه­های تبلیغات در رشد فروش محصولات مواد غذایی در شرکت­های صنعت مواد غذایی در سطح شهر اهواز بررسی و آزمون شود. اهداف ویژه­ی تحقیق، ارائه­ی نتایج کاربردی در خصوص تاثیر تبلیغات بر فروش محصولات یاد شده به مدیران، سرمایه­گذاران و کارشناسان بازاریابی به منظور یاری آنان در اتخاذ تصمیم­های مالی به موقع، صحیح و معقول می­باشد.

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

بررسی آثار تبلیغات بر افزایش فروش شرکت های فعال در صنایع مواد غذای