پايان نامه مديريت گرایش بازاریابی:بررسی رابطه بین تبلیغات تلویزیونی بر رفتار مصرف کنندگان درفرایند تصمیم خرید خودرو

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسی رابطه بین تبلیغات تلویزیونی بر رفتار مصرف کنندگان درفرایند تصمیم خرید خودرو

قسمتی از متن پایان نامه :

ابعاد بازاریابی :

بازارگرایی: گرایش به بازار و نیازهای مشتریان اولین ویژگی بازاریابی جدید است. مدیران کامیاب کسانی هستند که سازمان خود را با شرایط روز همگام می‌سازند. این همگامی زمانی امکان پذیر است که کارکنان و مدیران، گرایش به بازار را به عنوان یک فرهنگ و بینش بپذیرند و دنبال کنند.

– بازارشناسی: «شناخت» لازمه هر حرکت عاقلانه و هر تصمیم اصولی است. شناخت بازار تلاشی نظام مند است برای گردآوری، ضبط و ثبت اطلاعات مربوط به همه اجزای تشکیل دهنده نظام بازار مانند خریداران بالقوه و بالفعل، فروشندگان بالقوه و بالفعل، واسطه های گوناگون، رقبا، محصولات و خدمات موجود و مورد نیاز، سازمانهای تسهیلاتی و خدماتی (نظیر سیستم بانکی، بیمه، حمل و نقل، انبارها و بانکهای اطلاعاتی)، سازمانهای تحقیقاتی، تبلیغاتی و مشاوره ای و سرانجام همه عواملی که بر نظام بازار تأثیر دارند، مانند قوانین، مقررات و مصوبات دولتی، عوامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، تکنولوژیک، بومی و اقلیمی.

امروزه مدیر علاوه بر درگیر بودن با عوامل و مشکلات درون سازمان، نگران دگرگونیهای عوامل برون سازمانی است؛ به همین دلیل باید بازار خود را بیش از هر زمان دیگری مورد مطالعه و بررسی قرار دهد تا فرصتهای و تهدیدها و روندها را به موقع شناسایی کند و بتواند با استفاده به جا و به موقع از فرصتها و موقعیتها، خطرها را به حداقل برساند.

 

– بازاریابی:  بازاریابی یعنی جستجو برای یافتن مناسبترین بازار و بخشهایی که سازمان می‌تواند در آنها به صورت مفیدتر و موثرتر حضور یابد و پاسخگوی نیازها و خواسته های مردم باشد. به عبارتی، بازاریابی «تلاشی آگاهانه است برای تخصیص بهینه منابع و ایجاد نوعی تخصص در بازار» سازمانها باید بازار هدف خود را بیابند تا بتوانند نیازهای آن را بهتر شناسایی کرده، محصولات و خدمات متناسب با آنها را تهیه و تأمین کنند. اساس حرکت بازاریابی جلوگیری از هدر رفتن منابع و امکانات گوناگون و یافتن مناسبترین جایگاه محصول یا شرکت در بازار است. بازاریابی یعنی بخش بندی یا تقسیم بازارها و تعیین محصولات شرکت برای مناسبترین بازارها.

– بازارسازی: با آگاهی از وضعیت بازار و یافتن مناسبترین بخش های آن با توجه به موقعیت و امکانات سازمان، مهمترین تلاش بازاریابان و مدیران ایجاد، افزایش و حفظ سهم بازار است. بازارسازی یعنی نفوذ در بازار و معرفی و شناساندن سازمان و محصولات و خدمات آن با استفاده از عوامل قابل کنترل بازاریابی (محصول، قیمت، توزیع و ترفیع فروش) که آن را آمیخته بازاریابی می‌نامند. بازاریابان با به کارگیری درست و اصولی این عوامل می‌توانند در شرایط مختلف جایگاهی برای خود در بازار به وجود آورند و با سیاستها و برنامه های مناسب سهم بیشتری از بازار را در اختیار بگیرند. بازارسازی یعنی ارائه محصولی مناسب به مشتری با قیمتی مطلوب، در محل و زمان مورد نظر و دلخواه او و با استفاده از ابزار و روشهای تبلیغاتی و تشویقی و آگاه کننده.

– بازارگردی: دنیای متحول امروز سکون و کهنگی را نفی کرده است. هر روز پدیده ای نو، حرکتی تازه، ایده ای جدید و خواسته ای متفاوت مطرح می‌شود؛ به همین دلیل یکی از مهترین ابعاد بازاریابی امروز ویترین گردی جهانی یا بازارگردی است. بازارگردی وظیفه ای است که بازاریابی را وادار می‌سازد تا بیش از دیگران با تحولات و تغییرات بازارها آشنا گردد. این آگاهی از طریق حضور در صحنه رقابت و مبادله ومشاهده بازارها امکانپذیر است. شرکت کردن در نمایشگاه ها، بازدید از بازارهای گوناگون و بودن در محیط بازار، دید مدیران را بازتر و گسترده تر می‌سازد. به عبارتی، مهمترین نقش بازارگردی تقویت و گاهی تغییر «دید» است. «دید» یکی از موثرترین ویژگی های هر انسان و هر مدیر است و آن مهارت و هنر ديدن چيزهايي است كه ديگران نمي بينند . بازارگردي افقهاي تازه اي را به بازاريابان نشان مي دهد .

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقیق:

عمده ترین هدف تحقیق این است که بررسی رابطه بین تبلیغات تلویزیونی بر رفتار مصرف کنندگان در هنگام فرآیند تصمیم خرید خودرو ، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.

از نظر کلی اهداف عمده تحقیق را می‌توان به صورت زیر بیان کرد:

تجزیه و تحلیل موقعیت ویژه تبلیغات تلویزیونی در امر مدیریت بازاریابی.

2ـ تجزیه و تحلیل رفتار خریداران در هنگام فرآیند تصمیم خرید خودرو.

3ـ بررسی رابطه بین تبلیغات تلویزیونی بر رفتار خریداران در هنگام فرآیند تصمیم خرید خودرو.

 

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

بررسی رابطه بین تبلیغات تلویزیونی بر رفتار مصرف کنندگان درفرایند تصمیم خرید خودرو

بررسی بازاریابی داخلی بر رضایت مشتری درشعب بانک ملت خوزستان-دانلود پايان نامه مديريت

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسی نقش بازاریابی داخلی بر رضایت مشتری درشعب بانک ملت استان خوزستان

قسمتی از متن پایان نامه :

مقدمه

بازاريابي داخلي يكي از مباحث بازاريابي است كه حدود 30 سال قبل به عنوان شيوه­اي براي حل مسائل و مشكلات مربوط به كاركنان سازمان­ها و ارائه خدمات با كيفيت به آنان توسط بري  مطرح گرديد که عبارت است از جذب، توسعه، انگيزش و تداوم كيفيت كاركنان از طريق شغل به عنوان يك محصول و ارضاي نيازمندي­هاي آن­ها. به عبارت ديگر، بازاريابي داخلي فلسفه رابطه و پيمان مشترك بين مشتريان و كاركنان (مشتريان داخلي) سازمان است. به تعبيري، بازاريابي داخلي به عنوان يك شناخت آكادميك، علمي و تجاري در زمينه ارتقا سطح رضايتمندي مشتريان و كاركنان مطرح است. امروزه بازاريـابي داخـلي به يكي از استراتـژي­هاي محوري و حياتي بسياري از شركت­هاي خدماتي مبدل شده است، که با چالش­هايي كه سازمان­ها در اوضاع و شرايط رقابت جهاني با آن روبرو هستند قابل توجيه است. ماهيت كسب و كار آنگونه متحول شده كه بسياري از شركت­هاي توليدي و خدماتي موفق در جهان با ارائه خدمت كارآمد و منطبق با نياز مشتري به عنوان يك منبع مزيت رقابتي به آن مي­نگرند. بنابراين، هدف بازاريابي داخلي ايجاد اطمينان از رضايتمندي بين كاركنان سازمان و توسعه كيفيت محصولات و خدمات به منظور دستيابي به رضايت مشتريان خارجي سازمان است، كه اين امر به صورت فرايندي از مشتريان داخلي به سمت مشتريان خارجي سازمان جريان دارد. (بری[1]،1981، ص 9-33).

 

1-2 بیان مسأله

موضوع بازاریابی داخلی[2] که مدیران را با چالش­های متعددی مواجه نموده و در سال 1980 توسط ساسر و آربیت [3] مطرح شده بود، نهایتاً بوسیله بری مدون و معمول گردید. در سال 1991 کاتلر[4] بازاریابی داخلی را به عنوان وظیفه موفقیت آمیز استخدام، انگیزش و توانمند نمودن کارکنان جهت ارائه خدمت عالی به مشتری تعریف نمود (کاتلر، 1991، ص 20).

با در نظر گرفتن مراحل توسعه بازاریابی داخلی و با توجه به اینکه در طول گذران این زمان در هر مرحله دیدگاهی حاکم بوده است، لذا براي بازاریابی داخلی تعاریف متعددي بر حسب زمان ارائه و دیدگاه حاکمه ارائه شده است که با توجه به گستردگی و واقع­گرائی تعاریف از سال 1981 به بعد موارد تحت الذکر مورد اشاره قرار می­گیرد:

 

  1. کارکنان با انگیزه و آگاه (حساس) به مشتري؛
  2. توجه، توسعه، ایجاد انگیزه وحفظ کارکنان واجدالشرایط از طریق محصول شغل[5] که نیازهایشان را ارضا نماید. بازاریابی داخلی فلسفه رفتار با کارکنان بسان مشتریان بوده و آن استراتژي شکل دادن به محصول شغل بمنظور ایجاد تناسب با نیازهاي انسانی است؛
  3. تنظیم، آموزش و ایجاد انگیزه در کارکنان بسوي اهداف نهادي است و فرآیندیست که بدان وسیله پرسنل نه تنها ارزش برنامه را درك می کنند بلکه جایگاه خود را در آن می دانند؛
  4. بازاریابی داخلی تلاش برنامه ریزي شده­ایست که از یک رویکرد شبه بازاریابی استفاده می­نماید تا در کارکنان بمنظور اجرا و انسجام استراتژی­هاي سازمانی بسمت مشتري مداري ایجاد انگیزه نماید (احمد و رفیق[6]، 2000، ص 450 – 453)؛
  5. در نظر گرفتن” کارکنان” بعنوان “مشتریان داخلی”و “مشاغل” بعنوان “محصولات داخلی” که اهداف سازمان را مخاطب قرار می دهند؛
  6. فلسفه­اي براي مدیریت منابع انسانی سازمان بر مبناي چشم انداز بازاریابی؛
  7. ترفیع (ارتقا)”شرکت و خط­هاي تولید آن” به “کارکنان شرکت”؛
  8. نوعی بازاریابی موسسات خدماتی است که در آن موسسه براي تامین رضایت مشتري، کارکنانی را که با مشتري مستقیماً در تماسند و دیگر افرادي را که به نحوي خدمات ارائه شده را پشتیبانی می­کنند، آموزش داده و براي این منظور در آنها ایجاد انگیزه می­نماید. همانگونه که ملاحظه گردید مفهوم بازایابی داخلی داراي تعاریف متعددي می­باشد اما با تعمق به معانی ارائه شده می­توان دریافت که در ریشه همه تعاریف 2 اصل اساسی وجود دارد:

اول اینکه بازاریابی داخلی مکانیزمی جهت توسعه مسئولیت بازاریابی در تمام سازمان است؛

دوم بمنظور رسیدن به این هدف، هر پرسنل باید به گونه­اي تشویق گردد تا جانشینش را در زنجیره خدمت نه صرف یک همکار بلکه بعنوان یک مشتري داخلی در نظر گیرد‏ ‏(سرگینت و همکاران[7]، 1998 ،ص 67 – 68).‏

در این راستا بود که رینوسو و موریس[8] در سال 1996 شش گام عمومی را در بازاریابی داخلی بر شمردند که عبارتند از :

 

 

  1. ایجاد آگاهی داخلی
  2. شناسائی مشتریان و تامین کنندگان داخلی
  3. شناسائی انتظارات مشتریان داخلی
  4. آگاه سازي تامین کنندگان داخلی با این انتظارات بمنظور بررسی قابلیت­ها و/یا موانع جهت برآوردن این نیازمندی­ها.
  5. تلاش تامین کنندگان داخلی بمنظور ایجاد تغییرات لازم جهت ارائه سطح مورد نیاز خدمت
  6. و نهایتاً بدست آوردن مقیاسی براي کیفیت خدمت داخلی و ارائه بازخور آن به تامین­کنندگان داخلی در صورت بهبود خدمات (لینگز[9]، 2000 ، ص 29).

بلنتاین[10] با در نظر گرفتن تعاریف ارائه شده پیش فرض­هاي بازاریابی داخلی را موارد ذیل معرفی نمودند:

[1]. Berry

[2] .Internal marketing

[3]. Sasser and Arbeit

[4] .Kotler

[5]. Job product

[6]. Ahmed & Rafiq

[7]. Sargeant et al

[8]. Reynoso & Moores

[9]. Lings

[10]. Ballantyne

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

4 اهداف تحقیق

در شروع تحقیق، قبل از هر گونه مطالعه و برآوردی باید هدف محقق از مسئله­ای که برای مطالعه انتخاب کرده است، روشن شود. بدون هدف و ابهام موضوع تحقیق، موجب خواهد شد در طی تحقیق پس از آن، نتایج رضایت بخش نبوده و محقق نداند به کدام سمت و به چه جهتی گام بردارد. با توجه به مطالب بیان شده این پژوهش در پی بررسی رابطه بین بازاریابی داخلی و رضایت مشتری به عنوان هدف آرمانی می­باشد.

بنابراین اهداف کلی این پژوهش را می­توان به شرح زیر بیان کرد:

هدف اصلی:

شناسایی و بررسی رابطه میان بازاریابی داخلی و رضایت­مندی مشتریان شعب بانک ملت استان خوزستان

اهداف ویژه:

شناسایی و بررسی عوامل بازاریابی داخلی در شعب بانک ملت و نحوه سنجش و اندازه گیری آن­ها؛

شناسایی و بررسی عوامل رضایت­مندی مشتریان در شعب بانک ملت و نحوه سنجش و اندازه گیری
آن­ها.

 1-5 سوالات تحقیق

  1. چه رابطه­ای بین عوامل انگیزش مادی کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  2. چه رابطه­ای بین عوامل انگیزش غیرمادی کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  3. چه رابطه­ای بین عوامل محیطی کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  4. چه رابطه­ای بین ابزار و تجهیزات کاری کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  5. چه رابطه­ای بین تجربه کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  6. چه رابطه­ای بین کیفیت خدمات کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟

 

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

بررسی نقش بازاریابی داخلی بر رضایت مشتری درشعب بانک ملت استان خوزستان

بازاریابی داخلی بر رضایت مشتری درشعب ملت استان خوزستان-پايان نامه

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسی نقش بازاریابی داخلی بر رضایت مشتری درشعب بانک ملت استان خوزستان

قسمتی از متن پایان نامه :

1-2 بیان مسأله

موضوع بازاریابی داخلی[1] که مدیران را با چالش­های متعددی مواجه نموده و در سال 1980 توسط ساسر و آربیت [2] مطرح شده بود، نهایتاً بوسیله بری مدون و معمول گردید. در سال 1991 کاتلر[3] بازاریابی داخلی را به عنوان وظیفه موفقیت آمیز استخدام، انگیزش و توانمند نمودن کارکنان جهت ارائه خدمت عالی به مشتری تعریف نمود (کاتلر، 1991، ص 20).

با در نظر گرفتن مراحل توسعه بازاریابی داخلی و با توجه به اینکه در طول گذران این زمان در هر مرحله دیدگاهی حاکم بوده است، لذا براي بازاریابی داخلی تعاریف متعددي بر حسب زمان ارائه و دیدگاه حاکمه ارائه شده است که با توجه به گستردگی و واقع­گرائی تعاریف از سال 1981 به بعد موارد تحت الذکر مورد اشاره قرار می­گیرد:

 

  1. کارکنان با انگیزه و آگاه (حساس) به مشتري؛
  2. توجه، توسعه، ایجاد انگیزه وحفظ کارکنان واجدالشرایط از طریق محصول شغل[4] که نیازهایشان را ارضا نماید. بازاریابی داخلی فلسفه رفتار با کارکنان بسان مشتریان بوده و آن استراتژي شکل دادن به محصول شغل بمنظور ایجاد تناسب با نیازهاي انسانی است؛
  3. تنظیم، آموزش و ایجاد انگیزه در کارکنان بسوي اهداف نهادي است و فرآیندیست که بدان وسیله پرسنل نه تنها ارزش برنامه را درك می کنند بلکه جایگاه خود را در آن می دانند؛
  4. بازاریابی داخلی تلاش برنامه ریزي شده­ایست که از یک رویکرد شبه بازاریابی استفاده می­نماید تا در کارکنان بمنظور اجرا و انسجام استراتژی­هاي سازمانی بسمت مشتري مداري ایجاد انگیزه نماید (احمد و رفیق[5]، 2000، ص 450 – 453)؛
  5. در نظر گرفتن” کارکنان” بعنوان “مشتریان داخلی”و “مشاغل” بعنوان “محصولات داخلی” که اهداف سازمان را مخاطب قرار می دهند؛
  6. فلسفه­اي براي مدیریت منابع انسانی سازمان بر مبناي چشم انداز بازاریابی؛
  7. ترفیع (ارتقا)”شرکت و خط­هاي تولید آن” به “کارکنان شرکت”؛
  8. نوعی بازاریابی موسسات خدماتی است که در آن موسسه براي تامین رضایت مشتري، کارکنانی را که با مشتري مستقیماً در تماسند و دیگر افرادي را که به نحوي خدمات ارائه شده را پشتیبانی می­کنند، آموزش داده و براي این منظور در آنها ایجاد انگیزه می­نماید. همانگونه که ملاحظه گردید مفهوم بازایابی داخلی داراي تعاریف متعددي می­باشد اما با تعمق به معانی ارائه شده می­توان دریافت که در ریشه همه تعاریف 2 اصل اساسی وجود دارد:

اول اینکه بازاریابی داخلی مکانیزمی جهت توسعه مسئولیت بازاریابی در تمام سازمان است؛

دوم بمنظور رسیدن به این هدف، هر پرسنل باید به گونه­اي تشویق گردد تا جانشینش را در زنجیره خدمت نه صرف یک همکار بلکه بعنوان یک مشتري داخلی در نظر گیرد‏ ‏(سرگینت و همکاران[6]، 1998 ،ص 67 – 68).‏

در این راستا بود که رینوسو و موریس[7] در سال 1996 شش گام عمومی را در بازاریابی داخلی بر شمردند که عبارتند از :

 

 

  1. ایجاد آگاهی داخلی
  2. شناسائی مشتریان و تامین کنندگان داخلی
  3. شناسائی انتظارات مشتریان داخلی
  4. آگاه سازي تامین کنندگان داخلی با این انتظارات بمنظور بررسی قابلیت­ها و/یا موانع جهت برآوردن این نیازمندی­ها.
  5. تلاش تامین کنندگان داخلی بمنظور ایجاد تغییرات لازم جهت ارائه سطح مورد نیاز خدمت
  6. و نهایتاً بدست آوردن مقیاسی براي کیفیت خدمت داخلی و ارائه بازخور آن به تامین­کنندگان داخلی در صورت بهبود خدمات (لینگز[8]، 2000 ، ص 29).

بلنتاین[9] با در نظر گرفتن تعاریف ارائه شده پیش فرض­هاي بازاریابی داخلی را موارد ذیل معرفی نمودند:

  1. گسترش ارتباطات با مبادله ارزش متقابل بین شرکت کنندگان آغاز می­شود.
  2. بازاریابی داخلی به یک فرآیند یادگیري فعالیت نیازمند است.
  3. توسعه ارتباط بین فعالیت یادگیري و تجدید اطلاعات قرار می گیرد.
  4. تجدید اطلاعات، هدف بازاریابی داخلی است.
  5. بازاریابی داخلی از طریق ارتباط با بازاریابی خارجی مشروعیت می­یابد (بلنتاین، 2003 ،ص 1257).

فیسک و همکاران[10] (1993) بازاریابی داخلی را به عنوان یک موضوع خاص و با اهمیت در ادبیات بازاریابی خدمات تشخیص داده بودند، ایشان دو ایده اساسی که بر این مفهوم تکیه دارد مطرح نمودند، اول اینکه هرکسی در سازمان یک مشتری دارد و دوم این که در طراحی شغل مشتریان داخلی باید خدمت، خوشحالی و انگیزش را، قبل ازاینکه آن­ها بطور موثر به مشتری نهایی خدمت کنند در نظر گرفت (لی­لند و همکاران[11]، 1996، ص 8). در راستای تحقق اهداف سازمانی از طریق مكانیسم بازاریابی داخلی سازمان­ها نیازمند بالابردن سطح كیفی كاركنان از طریق افزایش غنای شغلی، آموزش، پاداش، امنیت شغلی و افزایش توانمندی­های ارتباطی و مدیریتی كاركنان هستند. كلیه اقدامات بازاریابی انجام پذیرفته در هر سازمانی به منظور جذب، حفظ و ارتقای وفاداری مشتریان در سازمان­ها صورت می گیرد. در كنار این امر، مدیریت منابع انسانی در صدد دستیابی به تعهد مشتریان داخلی، رضایت شغلی و جلب اعتماد نسبت به مدیران است كه این امر با فعالیت­های بازاریابی داخلی سازمان عجین گشته است. بنابراین، هدف بازاریابی داخلی ایجاد اطمینان از رضایتمندی بین كاركنان سازمان و توسعه كیفیت محصولات و خدمات به منظور دستیابی به رضایت مشتریان خارجی سازمان است، كه این امر به صورت فرایندی از مشتریان داخلی به سمت مشتریان خارجی سازمان جریان دارد. مطالعات انجام گرفته در این زمینه بیانگر ارتباط مثبت بین رضایت شغلی مشتریان داخلی سازمان (كاركنان) و رضایت مشتریان خارجی آن است. مطالعات كوهرت و لوین(۱۹۹۲) بیانگر این واقعیت است كه رضایت كاركنان (مشتریان داخلی) بر كیفیت محصولات تاثیر بسزایی داشته و در نتیجه رضایت مشتریان خارجی را به همراه دارد (ابراهیمی و عبدالباقی، 1382، ص 49- 47). در زمینه ارتباط بین بازاریابی داخلی و عملکرد سازمان بویژه در بخش خدمات مطالعات معدودی صورت گرفته که تمامی این مطالعات ارتباط غیر مستقیمی بین این دو متغیر را نشان می­دهد. هدف تحقیق حاضر تجزیه و تحلیل تاثیری که بازاریابی داخلی ممکن است بر جوانب داخلی (رضایت کارکنان در ارتباط با مشتری ) و جوانب خارجی (رضایت مشتری و کیفیت خدمات دریافت شده بوسیله مشتری ) داشته باشد، است (ابزری و همکاران، 1388، ص 29). از اینرو این پژوهش درصدد بررسی ارتباط بین ابعاد بازاریابی داخلی و رضایت مشتریان شعب بانک ملت استان خوزستان است و دراین تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که چه رابطه­ای میان عوامل  بازاریابی داخلی و رضایت­مندی مشتریان وجود دارد.

[1] .Internal marketing

[2]. Sasser and Arbeit

[3] .Kotler

[4]. Job product

[5]. Ahmed & Rafiq

[6]. Sargeant et al

[7]. Reynoso & Moores

[8]. Lings

[9]. Ballantyne

[10]. Fisk et al

[11]. Leyland  et al

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

4 اهداف تحقیق

در شروع تحقیق، قبل از هر گونه مطالعه و برآوردی باید هدف محقق از مسئله­ای که برای مطالعه انتخاب کرده است، روشن شود. بدون هدف و ابهام موضوع تحقیق، موجب خواهد شد در طی تحقیق پس از آن، نتایج رضایت بخش نبوده و محقق نداند به کدام سمت و به چه جهتی گام بردارد. با توجه به مطالب بیان شده این پژوهش در پی بررسی رابطه بین بازاریابی داخلی و رضایت مشتری به عنوان هدف آرمانی می­باشد.

بنابراین اهداف کلی این پژوهش را می­توان به شرح زیر بیان کرد:

هدف اصلی:

شناسایی و بررسی رابطه میان بازاریابی داخلی و رضایت­مندی مشتریان شعب بانک ملت استان خوزستان

اهداف ویژه:

شناسایی و بررسی عوامل بازاریابی داخلی در شعب بانک ملت و نحوه سنجش و اندازه گیری آن­ها؛

شناسایی و بررسی عوامل رضایت­مندی مشتریان در شعب بانک ملت و نحوه سنجش و اندازه گیری
آن­ها.

 1-5 سوالات تحقیق

  1. چه رابطه­ای بین عوامل انگیزش مادی کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  2. چه رابطه­ای بین عوامل انگیزش غیرمادی کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  3. چه رابطه­ای بین عوامل محیطی کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  4. چه رابطه­ای بین ابزار و تجهیزات کاری کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  5. چه رابطه­ای بین تجربه کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟
  6. چه رابطه­ای بین کیفیت خدمات کارکنان در ارتباط با مشتری و رضایت مشتریان وجود دارد؟

 

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

بررسی نقش بازاریابی داخلی بر رضایت مشتری درشعب بانک ملت استان خوزستان

پايان نامه درباره نقش رابطه بین سرمایه ساختاری وبازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسي نقش سرمايه فکري بر بازارگرايي شرکت هاي بيمه خصوصي

قسمتی از متن پایان نامه :

رویکرد تغییرفرهنگی نارورواسلیتر:

اندیشه های نارور و اسلیتردررابطه با پیاده سازی بازارگرایی دریکی ازمقاله هایشان یافت می شود، (Narver, Slater, & Tietje, Creating a market orientation, 1998).  استدلال آنها در این رابطه بصورت زیر خلاصه می شود :خلق بازارگرایی دریک شرکت به این برمی گردد که اعضای یک سازمان یاد بگیرند که چگونه بصورت مستمرارزش برتررا برای مشتریان خلق کنند.این یادگیری ازدوروش حاصل می شود:

ازطریق «آموزش قیاسی[1]»که نویسندگان آنرارویکرد برنامه ریزی می خوانند وازطریق یادگیری تجربی 6که رویکرد پشتیبانی بازار نامیده می شود.این نویسندگان ادعا می کنند که بیشتر کسب وکاره دربوجود آوردن بازارگرایی ناموفق هستند زیرا که آنها بیشترعلاقمند به روش مشهورتریادگیری قیاسی هستند تایادگیری تجربی.بااین حال ، براساس نظر نویسندگان یادگیری تجربی برای فهم تغییرات فرهنگی مورد نیاز است ونقش مناسب آموزشی قیاسی ،صرفا این مشارکت عمیق درفعالیت های حل مسئله وآماده سازی شرایط تجربه درفرآیند های نتیجه گرای بهبود مستمر می باشد .توصیف هندستاد1 (1999) از یک مطالعه ی موردی طولی .مفصل تصویرهایی قابل توجهی ازنقش یادگیری های تجربی درافزایش سطح بازارگرایی یک سازمان ارائه می دهد، (Van Raaij & Stoelhorst, 2008, p. 1279).

رویکرد سیستم – مبنای هامبورگ وهمکاران : بکر و هامبورگ[2] 1999 واژه ی «مدیریت بازارگرا» رامعرفی کرده ودیدگاه سیستمی دیگری را به این ادبیات افزودند.آنها پنج زیرسیستم مدیریتی تاثیر گذاردیگربردرجه ی مدیریت بازارگرا را شناسایی می نمایند:

1.سیستم سازمان

2.سیستم اطلاعات

3.سیستم برنامه ریزی

4.سیستم کنترل

5.سیستم مدیریت منابع انسانی

برای هریک ازاین سیستم ها نویسندگان پیشنهاداتی را ارائه می کنند که چگونه این سیستم ها را می توان طراحی مجدد کرد تا بازارگرایی در سازمان توسعه یابد. نویسندگان برای تایید این فرضیه که پیکربندی های بازارگرا تر سیستم های مدیریتی ،باسطوح بالاترعملکرد مرتبط هستند ،شواهد تجربی ارائه می کنند اما این داده های تجربی لزوما نشان دهنده ی رابطه بین اقدامات پیشنهادشده باتحول سازمانی موفق نیستند .ابزاراندازه گیری طراحی شده در این مقاله را می توان جهت تشخیص درجه ی فعلی مدیریت بازارگرا استفاده کرد وهمچنین می توان ازاین ابزار،برای ارزیابی اثر اقدامات مدیریتی برای افزایش بازارگرایی، استفاده کرد. در اثر بعدی آنها (Homburg, Workman, & Jenson, 2000)  بر اساس اطلاعات حاصله ازمصاحبه هایی بعمل آمده با 50نفرازمدیران ،سیستم های اطلاعاتی، سیستم های حسابداری ،سیستم های پاداش وسیستم های مدیریت منابع انسانی بعنوان فاکتورهای اصلی تمایز ساختار سازمانی مشتری محورشناسایی شده اند، (Van Raaij & Stoelhorst, 2008, p. 1279).

[1] Priori education

[2] Becker &  Homburg

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقیق:

هدف اصلی:  شناسایی رابطه بین سرمایه فکری وبازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی

اهداف فرعی :

  • شناسایی رابطه بین سرمایه انسانی و بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی
  • شناسایی رابطه بین سرمایه مشتری (رابطه ای) و بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی
  • شناسایی رابطه بین سرمایه ساختاری وبازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

بررسي نقش سرمايه فکري بر بازارگرايي شرکت هاي بيمه خصوصي

نقش سرمايه فکري بر بازارگرايي شرکت هاي بيمه خصوصي-پايان نامه ارشد مديريت

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 بررسي نقش سرمايه فکري بر بازارگرايي شرکت هاي بيمه خصوصي

قسمتی از متن پایان نامه :

مقدمه :

در دنیای امروز که فضای تجاری بیشتراز گذشته رقابتی وغیرقابل پیش بینی شده ، شرکت ها برای ماندگاری و حصول به اهداف تجاری ناچار به استفاده از رویکردهای متعالی و توسعه شایستگی ها و قابلیت های خود در مواجهه با عدم اطمینان هستند. بازارگرایی  که رویکردی عملیاتی به دید گاه بازاریابی در عملیات و فعالیتهای شرکت است. در2 دهه گذشته از استقبال بسیاری در بین پژوهشگران و اندیشمندان بازاریابی و اندیشمندان بازاریابی و مدیران شرکت ها برخوردار شده و در پژوهش های متفاوتی رابطه آن با سرمایه های فکری و انسانی با حضور یا عدم حضور متغیرهای واسطه و میانجی برسی شده است. اما بر اساس تعریفی غیر آکادمیک؛ یک شرکت بازارگرا، شرکتی است که فعالیت ها، و خدمات خود را با توجه به نیازها و الزامات مشتریانش سازماندهی می نماید . در مقابل اینگونه  شرکت ها، یک شرکت محصول گرا جالب توجه و مهیجی را تولید کرده و به دنبال تحریک علاقمندی وتوجه چرخهٔ عرضه و تقاضا برای این محصولات و خدمات میباشد .  اگرچه ، احتمال موفقیت در هر یک از این دو گرایش وجود دارد ، اما با محصول گرایی تنها بودن موفقیت در هریک از این دو گرایش وجود دارد ، این محصول گرای تنها بودن موفقیت مشکل ترحاصل می شود. ازسوی دیگر امروز ه سرمایه فکری (IC)[1]. عامل کلیدی در بازارگرایی و سود آوری شرکت ها بشمار میرود. دو عامل مهم که موجب بالا رفتن عملکرد بازارگرایی شرکت ها در دو دهه گذشته شده است؛ جهانی شدن و افزایش تغییرات در فناوری می باشد. در چنین محیطی سرمایه فکری و دارایی های نامشهود از عوامل مهم موفقیت به شمارمی روند. در رقابت اقتصادی جدید ، دارایی های مبتنی بردانش فراهم کننده یک مزیت رقابت ذاتی هستند. تحقیق حاضر تلاش می کند تا با معرفی ابعاد متشکله بازارگرایی و سرمایه فکری ارتباط آنها را در میان شرکت های خصوصی بیمه بررسی نماید .

[1] Intellectual Capital

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقیق:

هدف اصلی:  شناسایی رابطه بین سرمایه فکری وبازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی

اهداف فرعی :

  • شناسایی رابطه بین سرمایه انسانی و بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی
  • شناسایی رابطه بین سرمایه مشتری (رابطه ای) و بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی
  • شناسایی رابطه بین سرمایه ساختاری وبازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

بررسي نقش سرمايه فکري بر بازارگرايي شرکت هاي بيمه خصوصي

تعیین قابلیت های بازاریابی بر عملکرد موسسات بانکی-پايان نامه

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

تاثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد موسسات بانکی

قسمتی از متن پایان نامه :

بيان مسأله

در راستای رشد و توسعه پایدار کشورها،توجه به بالندگی سازمان ها،از جمله سیاست های مورد توجه همه مدیران میباشد.بانک ها هم از این موضوع مثتثنا نیستند.صنعت بانکداري، از جمله صنایع مهم و مطرح دنياست، امروزه بانك ها در­كشورهاي پيشرفته به عنوان راه گشا، مشاور حرفه اي، متخصص در افزایش منابع مالي شركت ها و جمع آوري و تبادل اطلاعات لازم براي مشتریان خود عمل مي كنند و یکي از موتورهاي محرك اقتصادي هر كشور محسوب مي شوند در بانکداری نوین مولفه های متعددی وجود دارند که بر روند تجهیز منابع پولی بانک ها و موسسات مالی تاثیر میگذارند.شناسایی و تعیین میزان تاثیر و نوع ارتباط این مولفه ها با موفقیت بانک ها در تجهیز منابع پولی،مقوله ای مهم می باشد.امروزه شرایط وموقعیت های موسسات مالی و بانک ها با یکدیگر یکسان نیست و ممکن است که مولفه های تاثیرگذار بر تجهیز منابع پولی حتی برای هر یک از شعب یک گروه بانکی متفاوت باشد. این امر سبب شده است تا فضاي رقابتي تنگاتنگي ميان آن ها برقرار شود.مفهوم عملکرد، با كارایي[1] و اثربخشي[2]تعریف شده است، و مي توان آنها را دو بعد مهم عملکرد دانست، یعني هم علل داخلي )كارایي( و هم علل خارجي )اثربخشي( براي بخش هاي خاص عملکرد، مي توانند وجود داشته باشند. از این رو، عملکرد تابعي از كارایي و اثربخشي فعاليت هاي صورت گرفته است. بانك ها براي دستيابي به عملکرد بهتر، باید از شاخص هاي پيشرو یا آینده نگر[3] استفاده كنند. شا خص هاي پسرو یا گذشته نگر[4]تنها وقایع تاریخي را بيان مي كنند، در حاليکه شاخص هاي آینده نگر، باعث مهيا شدن شرایط براي پرورش عملکرد مي شوند(عباسقلي پور،1389،ص24) . موفقيت یا عدم موفقيت بانك را به دور از عملکرد مدیران نمي توان تصور نمود . بانکي ميتواند موفق باشد كه از مدیران شایسته، ابزارهاي متنوع و امکانات و پتانسيل موجود خود در راستاي پيروزي مجموعه بهره­مند شود. عواملي كه منجر به توفيق بانك مي شوند، استفاده از فن­آوري اطلاعات، بازاریابي، مشتري مداري به معناي واقعي آن و پرهيز از یدك كشيدن این شعارهاست. مدیران بانك باید توانایي تشخيص فرصت هاي جدید بازار را داشته باشند و براي رسيدن به این توان، حتما كارشناسان و متخصصان ویژه و حرفه اي باید در خدمت مجموعه باشند. بانك ها با بهره مندي از مدیران شایسته و منابع انساني تحصيل كرده، مي توانند ارتباط دایمي با مشتریان و بازار داشته باشند و با ایجاد تغييرات و تحولات، جامعه را زیر ذره بين قرار دهند(عباسقلي پور،1389،ص26) طی دو دهه اخیر،بازار محوری ، بنیان اصلی آثار نوشته شده در زمینه ی بازاریابی بوده است.( اِسمیرنووا و همکاران[5] ، 2011) قابلیت ها معمولا به عنوان عنصري هستند كه  هم دارایی های سازمانی  و هم استقرار سودمندانه دارايي ها را،  به ارمغان می آورند، آنها از دارایی هایی که قابل مشاهده نیستند متفاوت هستند،علاوه بر این، قابلیت، عمیقا بر امور سازمانی و اقداماتي  که قابل معامله یا تقلید نيستند  قرار دارد،با توجه به ادبيات بازاريابي، قابيلت هاي مرتبط با بازار، بكارگيري موثر  دارايي هاي مبتني بر بازار را تسهيل مي كنند، این قابلیت ها معمولا با وظايف بازاریابی در ارتباط هستند و عناصر آميخته بازاريابي فردي را همانند فرآیندهای بازاریابی را در بر مي گيرد. بنابراین، قابلیت بازاریابی را می توان به عنوان شایستگی های سازمانی که حمایت از سنجش بازار و ارتباط مشتری را حمايت مي كند، ديده مي شود.(ژو و ژو[6]، 2008، ص 987) سانگ قابلیت های بازاریابی را به عنوان یک منبع مهم برای افزایش مزیت رقابتی قلمداد می کند.(سونگ و همکاران، 2008، ص 38) تلاطم بازار به تغییر نرخ ترکیب مشتریان و ترجیحات آنها اشاره دارد، و عامل اصلی بی ثباتی و غیر قابل پیش بینی محیط خارجی است، واحد های کسب و کار که در محیط پرتلاطم بازار عمل می كنند، با تغییرات سریع نیازهای مشتریان و ترجیحات و الزامات و خواسته های غیر قابل پیش بینی مقابله مي كنند. به این ترتیب، به دلیل نیازهای در حال تحول و انتظارات مشتریان ، آنها نیاز بیشتری به مشتری مداری دارند و بازار محوری به بانك ها به منظور پیگیری تغییرات در محیط مشتری  و به مدیریت عدم اطمینان تقاضا ياري مي رساند (تئودوسیو و همکاران، 2012، ص 1061) مشتري مداري به معنی درك خواسته هاي مشتریان و خلق ارزش برتر مستمر براي آنان است.

[1] Efficiency

[2] Effectiveness

[3] Leading Indicator

[4] Lagging Indicator

[5] Smirnova

[6] Zhou & Zhou

.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقيق

  1. گسترش چهارچوب بازار محوری از طریق بررسی سه هدف استراتژیک مشتری مداری، رقیب محوری وگرایش به نواوری
  2. برآورد اثر غیر مستقیم قابلیت های بازاریابی بر رابطه میان اهداف استراتژیک و عملکرد
  3. بررسی رابطه اهداف ـ عملکرد استراتژیک در سطح مدیران شعب در موسسات بانکی
  4. بررسی نقش تلاطم محیطی و ساختار سازمانی در اتخاذ اهداف استراتژیک

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

تاثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد موسسات بانکی

پايان نامه ارشد مديريت:ارائه هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

قسمتی از متن پایان نامه :

هوش هیجانی و مدیریت بازار

استفاده از هوش هیجانی در تجارت ایده‌ای نوین می‌باشد که برای بسیاری از مدیران و تجار جانیفتاده است. در واقع بیشتر مدیران کماکان ترجیح می‌دهند برای انجام کارها از مغزشان استفاده کنند تا از قلبشان. نگرانی اصلی آنها آن است که احساس همدلی و دلسوزی با همکاران و مشتریان آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دور نماید. در هر صورت همه بایستی قبول کنند که قواعد بازی در دنیای پست مدرن متفاوت است و بایستی طبق قاعده روز عمل کرد.

شرکت‌های هوشمند برای نظارت بر تحولات بازار و همسو شدن با تغییرات سلیقه‌ای و استفاده از قوانین تشویقی معمولاً سیستم بازاریابی طراحی می‌کنند. سیستم بازاریابی فرایندی کامل است که موجب هماهنگی شرکت با بهترین فرصت‌های بازار می‌شود.

فرایند کلی مدیریت بازار شامل ۴ مرحله اصلی است که عبارتند از:

  1. تجزیه و تحلیل بازار: معمولاً شامل سیستم‌های اطلاعاتی و تحقیقاتی بازار و بررسی بازارهای مصرف کننده و بررسی بازارهای سازمانی می‌باشد. محیط پیچیده و در حال تغییر است و همواره فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی به همراه می‌آورد. شرکت و سیستم استراتژیک آن باید محیط را همواره تحت نظر داشته باشند که این تحت نظر گرفتن محیط مستلزم دریافت اطلاعات زیادی می‌باشد. اطلاعاتی در مورد مصرف کنندگان و نحوه خرید آنها.
  2. انتخاب بازارهای هدف: هیچ شرکتی توانایی تأمین رضایت تمام مصرف کنندگان را ندارد. وجود شرکت‌های مختلف و قوی در تولید کالاهای مشابه بیانگر تنوع و تشتت سلایق بین مصرف کنندگان می‌باشد. هر شرکتی برای اینکه بتواند بهترین استفاده را از توانایی‌های بالقوه خود نماید و بهترین جایگاه را در بازار انتخاب نماید و در وضعیت بهتری قرار گیرد نیازمند بررسی چهار مرحله‌ای می‌باشد که شامل اندازه گیری و پیش بینی تقاضا تقسیم بازار، هدف‌گیری در بازار و جایگاه‌یابی در بازار می‌باشد.
  3. تهیه ترکیب عناصر بازاریابی: یکی از اساسی‌ترین مفاهیم در بازاریابی نوین همین مفهوم آمیخته بازاریابی می‌باشد. مجموعه‌ای از متغیرهای قابل کنترل که شرکت آنها در بازار هدف و برای ایجاد واکنش مورد نیاز خود ترکیب می‌کند. این ترکیب در واقع ابزار دست تاجر می‌باشد برای اینکه بازار را تحت تأثیر قرار دهد. این ترکیب که شامل طراحی محصول، توزیع کالا، قیمت‌گذاری و تبلیغات پیشبردی می‌باشد کلید اصلی تجارت در بازارهای نوین می‌باشد.


سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقيق

1-4-1.هدف كلي پژوهش

مقایسه‌ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازاریابی

(مطالعه موردی: شهرک صنعتی بوعلی همدان)

1-4-2.اهداف جزئي پژوهش:

1.تعیین میزان هوش هیجانی مدیران

2.تعیین میزان هوش بازاریابی مدیران

3.تعیین تأثیر هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

4.تعیین تأثیر هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

5.مقایسه تأثیر هوش بازاریابی و هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

دانلود پايان نامه بررسی مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

قسمتی از متن پایان نامه :

اهميت و ضرورت تحقيق

با توجه به تغییرات بنیادینی که در دهه­های اخیر در صحنه فعالیتهای اقتصادی در جهان اتفاق افتاده و در راستای پدیده­ی جهانی شدن، بنگاه­های اقتصادی بیش از پیش نیازمند داشتن مبانی تئوریکی و علمی در زمینه انجام کارهای خود می‌باشند. انجام تحقیقاتی در حوزه علم مدیریت که یقیناً دارای تأثیرات بی‌بدیلی در توفیق مؤسسات مالی و تولیدی می‌باشد، می‌تواند حلّال بسیاری از مشکلات آنها در مواجهه با رقیبان قدرتمند و تولیدگران قوی در صحنه بین المللی باشد. بی شک تولیدکنندگان همواره به فکر یافتن بازارهای بیشتر و مشتریان دارای ثبوت بیشتری هستند. این تحقیق می‌تواند به بسیاری از سؤالات موجود در این زمینه پاسخ علمی و قاطع دهد. از سویی می‌توان گفت که منابع انسانی مهمترین سرمایه‌های کسب و کار هستند و اقدامات و سیاست‌های پرسنلی خوب و صحیح به علاوه توانایی مدیر در استفاده از توانایی‌ها و انرژی‌های فیزیکی و ذهنی افراد مهمترین عوامل موفقیت سازمان‌ها هستند. نیروی انسانی یکی از عوامل کلیدی در بهبود اثربخشی شرکت‌های مختلف می‌باشد. این نیروی انسانی است که تصمیم می‌گیرد چگونه از زمان، تجهیزات، مواد و … موجود در شرکت استفاده کند و چگونه نیازهای مشتری را مرتفع کند و از آن جایی که استفاده از کار تیمی و گروهی در سازمان‌ها در حال افزایش است، کارکنان دریافتند که برای اینکه بتوانند در کنار سایر اعضای تیم مشغول به کار شوند، باید خود را با محیط کاری جدید هماهنگ کنند. لذا مدیران جهت سوق دادن تیم‌های جدید به سمت کار گروهی مفیدتر و مؤثرتر در یک واحد یا مجموعه به دنبال نفراتی با هوش هیجانی بیشتر و مهارت‌های بالا در برقراری ارتباطات انسانی می‌باشند.

یکی از مشخصه­های فعالیت اقتصادی، امروزه تأکید بر روی مطالعات علمی و توجه به جنبه­های دقیق آن قبل از اجرای هر تغییری در محیط­های اقتصادی می­باشد. با توجه به فاصله­ی زیادی که هم­اکنون در کشور ایران و سایر کشورهای پیشرفته از حیث توجه به متغیرهای مختلف اثرگذار بر کار دیده می­شود و هنوز در محیط­های شغلی بر دیدگاه­های سنتی تأکید می­گردد، نیاز به ایجاد تغییر و دگرگونی در این محیط‌ها به شدت مورد نیاز است. چنانچه به تجربیات سایر کشورها مراجعه شود، اثرات شگرف استفاده از علوم جدید و یافته‌های علمی در کسب و کار بر بهبود روند فعالیت­های کاری و اقتصادی به خوبی مشاهده می‌گردد. که البته ضعف موجود در کشور بیشتر به؛ فقدان منابع لازم علمی، ضرورت تغییر نگرش مدیران در سطوح کلان، میانی و خرد، در نظر گرفتن بودجه ایجاد تغییرات از سوی سازمان­های بالادست، تمایل کارکنان به این تغییرات و در نظر گرفتن جنبه­ها یا(محدودیت‌های فرهنگی نیز بر این عامل اثرگذار بوده است.

با توجه به این موارد و نیز عدم انجام پژوهش­های علمی کارآمد و تأکید صرف در آنها به جنبه­های علمی صرف نیاز به انجام یک پژوهش علمی کارآمد و کاربردی لازم می­باشد علی الخصوص آنکه تاکنون در استان همدان با چنین دیدگاهی تحقیق خاصی صورت نگرفته است. از نتایج تحقیق حاضر تمامی بنگاه های اقتصادی اعم از پولی و بانکی، بنگاه های فعل در عرصه تولید، خدمات و حتی توزیعی و پخش استفاده کامل برند. مدیران مؤسسات اقتصادی با استفاده از دستاوردهای این تحقیق و ایجاد تغییرات علمی متناسب با موقعیت خود می‌توانند توفیقات خود را در امر فعالیت اقتصادی خود به صورت  چشمگیری بهبود بخشند. نتایج این تحقیق دارای برد متوسط بوده و کاربران آن شامل تمامی مؤسسات خصوصی، دولتی و تعاونی می‌باشد. همچنین از نتایج علمی این تحقیق دانشجویان رشته‌های مهندسی صنایع، مدیریت دولتی، بازرگانی، منابع انسانی، تعلیم و تربیت، مدیریت آموزشی، جامعه‌شناسی، و … در حوزه‌های مختلف می‌توانند بهره‌برداری نمایند.


سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقيق

1-4-1.هدف كلي پژوهش

مقایسه‌ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازاریابی

(مطالعه موردی: شهرک صنعتی بوعلی همدان)

1-4-2.اهداف جزئي پژوهش:

1.تعیین میزان هوش هیجانی مدیران

2.تعیین میزان هوش بازاریابی مدیران

3.تعیین تأثیر هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

4.تعیین تأثیر هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

5.مقایسه تأثیر هوش بازاریابی و هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

پايان نامه ارشد:مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

قسمتی از متن پایان نامه :

بيان مسأله

با پیچیده‌تر شدن جهان امروز همه فرمول‌های نظری در حال تغییر یافتن است به گونه‌ای که اکثر برنامه ریزی‌های پیشین در حوزه‌های مختلف، امروزه فاقد کارآیی بوده و بی مصرف بودن آنها اثبات گردیده است. یکی از این حوزه‌ها حوزه‌ی کسب و کار و فعالیت اقتصادی است. با اندکی دقت این نتیجه به دست می‌آید که امروزه فعالیت‌های اقتصادی اساس زندگی انسانی و اجتماعی را تشکیل می‌دهد به گونه‌ای که حتی سایر ابعاد زندگی انسانی در حوزه فرهنگ، سیاست، حتی دین و هنر و … را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است(رفیع پور، 1380).

امروزه موج سوم تغییرات در تجارت جهان آغاز شده است.تغییراتی که بدون شک هوش انسانی بسترساز آن می‌باشد. سازمان‌ها با تغییرات محیطی فراوانی مواجه اند. تغییرات آنقدر سریع رخ می‌دهند که اگر سازمان‌ها از پیش،خود را برای مواجهه با آنها آماده نکنند، بقای آنان در خطر خواهد انداخت. یکی از ابزارهای جدیدی که به سازمان‌ها کمک می‌کند در محیط پرتلاطم امروزی خود را به جایگاهی شایسته برسانند،استفاده از هوش انسان است. اما این مؤلفه از ابعاد مختلفی برخوردار بوده و هر بعد آن در جایی کاربرد دارد. چرا که هر ابزاری برای حل مسأله‌ای ساخته شده است. دو بعد از ابعاد هوشی انسان‌ها به جز هوش عمومی یا ضریب هوشی، هوش بازاریابی و هوش هیجانی است(اسومار[1]، 1998).

از آنجایی که در کشور ما هنوز درک صحیحی از این دو مفهوم؛ هوش بازاریابی و هوش هیجانی وجود ندارد، در بسیاری از کتب و یا محافل علمی کشور، هوش بازاریابی را مترادف با اطلاعات بازاریابی یا تحقیقات بازار و هوش هیجانی را مترادف با اطلاعات عمومی یا روابط عمومی می‌پندارند. تحقیقات متعدد نشانگر این واقعیت هستند که در امر بازاریابی و جذب مشتری افراد از هوش تخصصی بیشتری برخوردار باشند نتایج بهتری از کار خود می‌گیرند، چرا که به همانگونه که بازار دچار تحول و تغییر نسبت به قبل شده است، شیوه‌های برخورد با مشتری، تبلیغات کالا، جذب مشتری و حتی نگهداشت آن نیز متحول گردیده است. بنابراین در جهان اقتصادی امروز دیگر نمی توان با ترفندها و شیوه‌های پیشین اقدام به فعالیت اقتصادی نمود و هرچه فعالیت اقتصادی به سمت بازارهای بین المللی کشیده می‌شود، این امر از حساسیت و پیچیدگی بیشتری برخوردار می‌شود چرا که بازارهای بین المللی آکنده از شیوه‌های علمی برای امور اقتصادی و در معنای کلی فعالیت‌های اقتصادی می‌باشد

دو مؤلفه هوش بازاریابی و هوش هیجانی از مقوله هایی هستند که مدت زمان زیادی از عمر آنها و ورود آنها به ادبیات علمی نمی گذرد. از این دو مقوله تعاریف متعددی از سوی متخصصین ارائه گردیده است. اما تعریفی که کاتلر از هوش بازاریابی ارائه می‌دهد عبارت است از : اطلاعات هر روزه در مورد تغییرات در محیط بازاریابی که مدیران در آماده سازی و تطبیق برنامه‌های بازاریابی کمک می‌کند(پری پوراس و همکاران[2]، 2005). جف[3] به عنوان کسی بیشترین فعالیت را در این زمینه انجام داده است، هوش بازاریابی را جمع آوری اطلاعات از محیط بیرون و مجموعه فعالیتهای درون شرکت می‌داند(سانگ[4] و جف، 2009).

برای هوش هیجانی نیز که بیشتر در حوزه روانشناسی کاربرد دارد و از این حوزه وارد سایر شاخه‌های علمی گردیده است، تعاریف متعدد و گاهاً پیچیده‌ای ارائه گردیده است. از نظر سالووي و ماير که يک تعريف تجديد نظر شده و پيچيده تري را از هوش هيجاني ارائه نموده‌اند، چهار بعد براي اين سازه در نظر گرفته شده است که شامل: احساس و ابراز هيجان، تسهيل تفکر توسط هيجانات، فهم و تحليل هيجانها و در نهایت تنظيم بازبيني هيجانات است. بنابراين تعريف می‌توان کفايت هاي مرکزي در گير در هوش هيجاني را شامل: ابراز هيجان در خود و ديگران، فهم اين هيجانها و اداره هيجان ذکر نمود. گلمن هوش هيجاني را توانايي براي انگيختگي خود، پايداري در مواقع شکست، توانايي کنترل انگيزه‌هاي ناگهاني(تکانه‌ها) و تمايلات، به تاخير انداختن و ارضاء تمايلات، توانايي نظم بخشيدن به حالتهاي روحي و توانايي اصرار ورزيدن و اميدواري می‌داند.اين نظريه اعتقاد دارد آنچه که می‌تواند پيش بيني کننده موفقيت فرد در آينده باشد توانايي هوش هيجاني است(سولومون[5]، 2009).

در این پژوهش متغیرهای مستقل تحقیق شامل دو متغیر میزان هوش بازاریابی و هوش هیجانی پاسخگویان می‌باشد. متغیر وابسته تحقیق نیز میزان توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازار در چهار بعد؛ تجزیه و تحلیل بازار، انتخاب بازارهای هدف، تهیه ترکیب عناصر بازاریابی، تلاش‌های بازاریابی می‌باشد.

تمامی متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق جنبه‌های مجهول این تحقیق بوده و نیز ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته با یکدیگر جزء جنبه‌های مجهول تحقیق می‌باشد.

در این تحقیق پژوهشگر در صدد است تا با مقایسه هوش هیجانی و هوش بازاریابی مدیران و مسئولان بنگاه‌های اقتصادی تولیدی دریابد که کدامیک از این دو نوع هوش تأثیر بیشتری در توفیق شرکت‌های تولیدی مورد مطالعه دارد. در واقع پژوهشگر از طریق مقایسه دو نوع هوش هیجانی و هوش بازاریابی به دنبال شناسایی عامل مهتر بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازار اقتصادی می‌باشد و قصد آن دارد تا دریابد که آیا هوش هیجانی مدیران کمک بیشتری می‌تواند به بنگاه‌های اقتصادی در امر فعالیت‌های تولیدی بنماید یا هوش بازاریابی مدیران؟

سؤال اصلی این تحقیق آن است که آیا هوش بازاریابی و هوش هیجانی به گونه‌ای متفاوت بر توفیق شرکت‌های تولیدی در فعالیت‌های اقتصادی اثرگذارند؟ و چنانچه اثرگذارند، بر کدامیک از ابعاد مورد بررسی تأثیر بیشتر و یا کمتری دارند؟

[1]. Esomar

[2]. Priporas & et al

[3]. Jeff

[4]. Song

[5]. Solomon


سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقيق

1-4-1.هدف كلي پژوهش

مقایسه‌ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازاریابی

(مطالعه موردی: شهرک صنعتی بوعلی همدان)

1-4-2.اهداف جزئي پژوهش:

1.تعیین میزان هوش هیجانی مدیران

2.تعیین میزان هوش بازاریابی مدیران

3.تعیین تأثیر هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

4.تعیین تأثیر هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

5.مقایسه تأثیر هوش بازاریابی و هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

تعیین مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی-پايان نامه

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی

قسمتی از متن پایان نامه :

مقدمه

یکی از منابع مهم در هر شرکتی، که بی شک یکی از مبناهای اصلی و اساسی توسعه است، همانا نیروی انسانی آن است که مجموعه‌ای از افراد با نیازهای بی شمار را در برمی گیرد. این افراد در صورت رفع نیازهایشان و داشتن انگیزه کافی، استعداد، توان و مهارت خود را در جهت خدمت به سازمان متبوع به کار خواهند گرفت. اگر افراد در شرکت‌ها به خوبی عمل نکنند آنگاه آن شرکت در رسیدن به اهداف و انجام وظایف و مسؤلیت‌های خطیر خود با مشکلات عدیده مواجه خواهد شد. از آنجایی که کارکنان واحد بازاریابی و فروش، نقش اساسی و بنیادی در ایجاد یک کار اثربخش در واحد سازمانی را بر عهده دارند. لذا تأمین نیازهای مادی و معنوی آنان و نیز ایجاد یک فضای مناسب هیجانی در محل کار که احتمالاً زمینه ساز توسعه اثربخش بودن بیش از پیش آنهاست، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

به این نکته باید توجه داشت که هوش با داده و اطلاعات متفاوت است؛به این دلیل که هوش مستلزم انجام اشکالی از تجزیه وتحلیل است که هدفش مفهوم بخشیدن به داده‌ها و اطلاعاتی است که ممکن است، در هر سازمانی پنهان باشد(بسی[1]، ۲۰۰۸).

امروزه مفهوم هوش را به عنوان فرایندی که رقابت پذیری و فرایند برنامه ریزی استراتژیک را بهبود می‌بخشد، مورد توجه قرار می‌دهند(سایمان و همکاران[2]، ۲۰۰۸)

کاتلر معتقد است بازاریابی پدیده‌ای تصادفی نیست، بلکه نتیجه برنامه­ریزی، طراحی و اجرایی بادقت است. فعالیت‌های بازاریابی در تمام صنایع به طور مستمر در حال بهبود است تا شانس موفقیت را افزایش دهند، اما دستیابی به تعالی بازاریابی سخت و دشوار است(کالتر و کلر[3]، ۲۰۰۶).

امروزه از ابزارهای متنوعی به منظور غلبه بر این دشواری استفاده می‌شود و از جمله جدیدترین این ابزارها مفهوم هوش بازاریابی است. در مقالات و کتب مختلف، هوش در سه حوزه مطرح میشود: هوش بازاریابی، هوش رقابتی و هوش کسب و کار(رایت[4]، ۲۰۰۶). به عقیده کاتلر هوش بازاریابی اطلاعات هر روزه درباره تغییرات در محیط بازاریابی است که به مدیران در آماده سازی و تطبیق برنامه‌های بازاریابی کمک می‌کند. در واقع، سیستم هوش بازاریابی مشخص میکند که چه نوع هوشی مورد نیاز است و آن را از محیط دریافت کرده، در اختیار سازمان قرار می‌دهد(کاتلر و کلر، ۲۰۰۶). هوش بازاریابی تنها تحقیقات بازار نیست، بلکه هوشی عملی است برای کمک به مدیران سازمان است.

از سویی دیگر، مانند تمام فعالیتها و مفاهیم مدیریتی، این فعالیت نیز باید توسط افرادی ماهر و متخصص در سازمان‌ها و شرکت‌ها انجام شود. افرادی که نه تنها باید دارای تخصص و مهارت‌های خاص بازاریابی باشند؛ بلکه باید دارای ویژگیهای فردی موثر برای اجرای موفقیت آمیز این سیستم نیز باشند. از جمله این ویژگی‌ها داشتن سایر ابعاد هوشی همچون هوش هیجانی می‌باشد. امروزه نظریه هوش هیجانی به تبع بالا رفتن ارزش ارتباطات انسانی، رشد بالایی داشته و یکی از مباحث پر طرفدار برای سازمان‌ها و شرکت‌های تجاری است. هوش هیجانی به عنوان یکی از مهمترین مهارت‌های انسانی نقش مهمی را در اثربخشی کارکنان ایفا می‌کند. امروزه روانشناسان علاوه بر توجهی که به تفاوت افراد از لحاظ هوش علمی دارند، هوش هیجانی را نیز به عنوان یک تفاوت عمده بین شخصیت‌های مختلف قلمداد می‌کنند به طوری که افراد مختلف ممکن است از لحاظ میزان بهره هوش هیجانی متفاوت از یکدیگر باشند و این تفاوت به شیوه‌های گوناگون در زندگی آنها نمود پیدا می‌کند. با توجه به فضای رقابت جهانی و تغییر و تحولاتی که با شتاب در جهان امروز رخ می‌دهد. شرکت‌ها برای حفظ بقا خود دست به اقداماتی می‌زنند یا شرایط را برای اثربخش کردن عملکرد واحد‌ها یا بخش‌های خود مهیا می‌سازند. شرکت ها، در جهان متحول و پیچیده امروز موفق خواهند بود که بتوانند هوش هیجانی کارکنان واحد خود را بالاخص واحد بازاریابی که جزء واحد‌های کلیدی هر شرکت هستند را افزایش داده و همچنین بتوانند بین واحد‌های اصلی یک هماهنگی و یکپارچگی ایجاد کنند. تا از آن طریق بتوانند به اهداف و رسالت‌های اصلی شرکت خود رسیده و اثربخشی واحد خود را افزایش دهند (بارتلت و گشال[5]، ۲۰۰۲).

[1]. Bose

[2]. Saayman & et all

[3]. Kotler & Keller

[4]. Wright

[5]. Bartlett & Ghoshal


سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف تحقيق

1-4-1.هدف كلي پژوهش

مقایسه‌ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی در بازاریابی

(مطالعه موردی: شهرک صنعتی بوعلی همدان)

1-4-2.اهداف جزئي پژوهش:

1.تعیین میزان هوش هیجانی مدیران

2.تعیین میزان هوش بازاریابی مدیران

3.تعیین تأثیر هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

4.تعیین تأثیر هوش بازاریابی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

5.مقایسه تأثیر هوش بازاریابی و هوش هیجانی بر توفیق بنگاه‌های اقتصادی

 دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه

(فقط حاوی ده صفحه ازصفحات پایان نامه با فرمت ورد):

 مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی مقایسه ی تأثیر هوش هیجانی و هوش بازاریابی